محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6606

تاريخ الطبرى ( فارسي )

را بديد با كشتىها به نهر درآمد و پيادگان را به دو سوى آن فرستاد كه به زنگيان رسيدند و شمشير در آنها نهادند كه بر نهر و بر دو كنارهء آن مردم بسيار كشته شد گروهى نيز اسير شدند ، جمعى نيز گريختند كه زيرك با ياران خويش به مقابله شان رفت و آنها را بكشتند و جز معدودى از ايشان جان نبردند . ياران ابو العباس از آن جمع چندان اسلحه گرفتند كه از بردن آن واماندند و بيشتر آن را بينداختند . ابو العباس آن دو پل را بريد و بگفت تا حايلها و چوبهاى آن را به دجله برند و با اسيران و سرها بنزد موفق رفت كه آنها را در اردوگاه بگردانيدند و سودها كه فاسقان از مزارع نهر غربى مىبردند از آنها ببريد . در ذىحجهء اين سال ، يعنى سال دويست و شصت و نهم ، عيال سالار زنگيان و فرزندان وى را وارد بغداد كردند . در اين سال صاعد را ذو الوزارتين ناميدند . در ذىحجهء اين سال دو سردار ابن طولون و سپاه همراهشان نبردى داشتند ، يكيشان محمد نام داشت پسر سراج و ديگرى غنوى نام داشت . ابن طولون آنها را فرستاده بود كه به روز چهارشنبه دو روز مانده از ذى قعده به مكه رسيدند با چهار - صد و هفتاد سوار و دو هزار پياده . قصابان و حنوط فروشان را هر كدام دو دينار دادند ، سران را هر كدام هفت دادند . هارون بن محمد كه در آن وقت عامل مكه بود در بستان ابن عامر بود . جعفر پسر باغمردى سه روز رفته از ذى حجه با نزديك دويست سوار به مكه رسيد . هارون به پيشواز وى رفت با صد و بيست سوار ( 653 و دويست سياه و سى سوار از ياران عمرو بن ليث و دويست پياده از كسانى كه از عراق آمده بودند كه جعفر بدانها نيرو گرفت . اين گروه با ياران ابن طولون تلاقى كردند . حج گزاران مردم خراسان نيز جعفر را كمك كردند . نزديك دويست كس از ياران ابن طولون در دل مكه كشته شد ، باقيمانده در كوهها گريختند و اسبان و اموالشان به غارت رفت و جعفر از نبرد دست بداشت .